قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
731
تاريخ الفي ( فارسى )
شما نيز از حدّ گذشت . اكنون بدانيد كه من در انجاح و اسعاف مطلوب شما تأخير و اهمال جايز نمىدارم ، امّا بالفعل پسر عمّ و برادر خويش ، مسلم بن عقيل ، كه به زيور علم و حلم آراسته است ، را نزد شما فرستادم تا صدق مقال و كيفيت حال شما را معلوم كند . اگر همانا بر قول خود ثابت باشيد با او بيعت كنيد تا چون او مرا از بيعت شما اعلام كند من از روى اطمينان خاطر متوجّه آن صوب شوم » . و در آخر نامه نوشت كه : « اى اهل كوفه ! مسلم بن عقيل را يارى دهيد و جانب او فرو مگذاريد كه امامى كه خلق را به كتاب خداى تعالى و سنّت رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، خواند و به آن عمل نمايد با حاكمى كه مصدر فسق و فساد و ظلم باشد برابر نباشد » . و در روضة الصفا آورده كه پيش از توجّه مسلم بن عقيل ، عبد اللّه بن عباس و ابن عمر با امام حسين ، عليه السّلام ، گفته بودند كه : يا ابا عبد اللّه تو عداوت و بىحميّتى اين شهر - يعنى كوفه - را نسبت به خاندان خويش مىدانى ؛ بايد كه شرط احتياط به جاى آرى و خود را از اين جماعت نگاه دارى و به گفتار ايشان مغرور نگردى . اكنون مردم با يزيد بيعت كردهاند ، مىترسم كه مردم كوفه مايل به يزيد شده مبايعت او انتخاب كنند و تو را نصرت و معاونت ننمايند تا تو را بكشند و به سبب قتل تو دمار از اهل بيت رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، درآيد . من از رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، شنيدهام كه مىفرمود : حسين من به قتل خواهد رسيد و هركه نصرت او نكند خداى تعالى در روز قيامت او را مخذول خواهد كرد . من مصلحت چنان مىبينم كه با يزيد بيعت كنى و صبر را شعار و وثاق خودسازى چنان كه در ايّام معاويه دست در عروة الوثقاى صبر و تحمّل زدى ، شايد كه در اين اثنا لطيفهاى كه متضمّن مطلوب باشد روى نمايد . امام حسين ، عليه السّلام ، فرمود : يا ابا عبد الرحمن ! من چگونه با يزيد بيعت كنم و او را متابعت كنم ؟ « 1 » حال آنكه رسول اللّه در شأن او و پدر او گفته آنچه شنيدهاى . ابن عباس گفت : راست مىگويى يا ابا عبد اللّه . من از رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، شنيدهام كه مىفرمود كه : چيست مرا با يزيد ؟ بركت نكند خداى سبحانه و تعالى بر يزيد كه فرزند مرا و فرزند دختر مرا خواهد كشت . به آن خدايى كه جان محمّد در قبضهء قدرت اوست كه فرزند مرا در ميان قومى بكشند كه ايشان قادر بر نصرت و اعانت او باشند و نصرت نكنند . خداى تعالى ميان دلها و زبانهاى ايشان خلاف افكند . پس امام حسين ، عليه السّلام ، و عبد اللّه بن عباس در گريه افتادند . امام حسين فرمود : اى پسر
--> ( 1 ) . هر سه نسخه : . . . و او را متابعت كنم و او را متابعت نمايم . - و .